
نزدیک چهل روزه پام شکسته و خانه نشینم
اگر مثل قدیم بود الان چله نشینی تمام شده بود اما خوب کو دل و دماغ
امروز به سختی رفتم جلسه با معاون ریس دانشگاه
دست پر رفتیم.دست خالی برگشتیم

برچسب: نویسنده: یاسین رجبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:13

صبحی وروجک خانم را با خ

ودم بردم دعای ندبه
برایم دعا کرد
برده بودمش تا واسطه, ای باشد بین من و خدا
شیرین زبانی هایش دل همه حاضران را آب کرد
پ.ن یادش به خیر مادر بزرگ مرا با خودش می برو مهدیه شهر صبح های جمعه
برچسب: نویسنده: یاسین رجبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:13
برچسب: نویسنده: یاسین رجبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:13

مدتهاست حرم نرفتم
چهارشنبه پیش شیفت بودم و قراربود این هفته هم کلا شیفت باشم
هم دیروز هم فردا و....اما همان چهارشنبه آنقدر پایم اذیت کرد که خود ریس
تمام شیفت های هفته قبل و این هفته را کنسل کرد
و حالا من در دوقدمی حرم هستم ولی
با جسم و دلی که نای زیارت ندارد
و من چه قدر دلم برای خودم تنگ است این روزها

برچسب: نویسنده: یاسین رجبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:13